برداشت نیوز-به نقل از پایگاه خبری رهوا
نگاهی به انحرافی جدی به نام قمه زنی و مبارزه علما و صاحب نظران در این مورد:
در این مقاله پژوهشی تلاش بر آن داریم تا به بحث انحرافی و «وهن» قمه زنی که نه سند تاریخی دارد نه وجهه اجتماعی به پردازیم تا عزیزانی که با این انحراف مواجهه میشوند آگاه شوند :رسول رحمت (ص) میفرماید:"يحمل هذا الدين في کل قرن عدول ينقون عنه تاويل المبطلين و تحريف الغالين و انتحال الجاهلين کما ينقي الکير خبث الحديد".
نبی محمد (ص) مي فرمايند: در هر قرني، افراد عادلي پاسداري دين را به عهده مي گيرند و تأويل اهل باطل و تحريف غلوکنندگان و دروغ نادانان را از دين مي زدايند؛ همان گونه که دمِ آهنگر، مواد زائد را از آهن مي زدايد.
گوهر يکدانه ي اقامه ي عزاي ائمه ي هدي (ع) چون اکسيري حيات بخش، يکي از مهمترين کارکردها را حفظ مکتب اهل بيت (ع) به عهده دارد؛ از اين رو، علماي تشیع اعلام در حفظ و صيانت از اين مجالس عزاداری اهتمام تامّ داشته و کوشيده اند آن را از گزند انحرافات و تندروي ها محفوظ نگاه دارند.
از آن رو دردوران معاصر نيز اين رسالت حساس، مورد توجه و اهتمام زعماي محترم شیعه قرار داشته، علماي روشن بين و با بصیرت که به سهم خود در زدودن آفاتي که از روي جهالت عوام و گاه با تحريک و توطئه معاندان، دامنگير اين محافل گرانقدر مي شد، کوشيده اند.
در این بحث به جريان مقابله ي علماي ربّاني با انحرافات در دوران معاصر، مي توان در دو مقطع مورد بررسي وکنکاش قرار داد:
1. موج اول؛ مقابله حضرت امام خميني (قدس سره)با قمه زني و امثال آن؛
2. موج دوم؛ حکم حکومتي رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي) در مورد قمه زني و حمايت مراجع عظام و علما از آن.
موج نخست؛ مقابله حضرت امام روح الله خميني (ره)با قمه زني و امثال آن می باشد
با نگاهی میتوانیم دریافت کنیم پس از پيروزي انقلاب اسلامي جرياني تحت تاثير محافل و روشنفکري در ايران شکل گرفت که با عزاداري حسيني به صورت سنتي، به مخالفت پرداخت. بنيانگذار جمهوري اسلامي در مقابل اين تفکر با شدت و حدّت ايستادند و طي چند سخنراني، به تبيين نقش مجالس عزاي حسيني در حفظ و بقاي مکتب تشيع پرداخته و ضرورت برگزاري مراسم عزاداري به همان شيوه سنتي را مورد تأکيد قرار دادند.
ادامه مطلب
اینکه بعد از گذشت 1370 سال از شهادت امام حسین علیه السلام و یاران آن حضرت، همچنان حماسه عاشورا زنده است و پیروان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت، پرشورتر از همیشه یاد شهدای کربلا را گرامی میدارند خوشحال کننده و امیدآفرین است، اما این، یک روی سکه است. روی دیگر این سکه را باید در کیفیت عزاداریها مشاهده کرد که سالهاست درحال تنزل است و به طرف بیمحتوا شدن به پیش میرود. خطر بزرگی که از ناحیه بیکیفیت شدن عزاداریها و نفوذ مطالب سطحی و رفتارهای انحرافی به محافل و مجالس محرم و صفر در کمین حماسه عاشوراست، بسیار نگران کننده است. این انحراف، از دوران قبل از انقلاب شروع شده بود و بزرگانی همچون شهید مطهری درباره آن هشدارهائی داده بودند و حتی قبل از شهید مطهری نیز این هشدارها توسط بزرگان دیگری از روحانیت داده شده و در کتابها ثبت گردیده بود و هم اکنون در دسترس میباشد. اما آنچه نگران کننده است، ادامه انحراف و حتی اوج گرفتن آن در دورانی است که ایران از نعمت نظام جمهوری اسلامی برخوردار است، نظام حکومتی مترقی و عالمانهای که اقتضای آن، بالا بردن کیفیتها و مبارزه با انحرافات و سطحی نگری هاست. عزاداری سنتی در معرض خطر قرار دارد و کسانی باید برای رفع این خطر همت کنند. علمای دینی تذکراتی دادهاند و میدهند ولی این کار بزرگ و مهم باید متولی اجرائی داشته باشد. مناسبترین متولی برای بازگشت به عزاداری سنتی، نهادهای فرهنگی هستند، البته مداحان سنتی نیز میتوانند سهم بزرگی در انجام این واجب داشته باشند.
اعتدال: دهه عاشورای 1433 هم گذشت و مردم ایران و شیعیان نقاط مختلف جهان به یاد فداکاریهای سالار شهیدان و اصحاب باوفای آن حضرت، بر مظلومیت آنان گریستند و با شهدای کربلا تجدید میثاق کردند.
اینکه بعد از گذشت 1370 سال از شهادت امام حسین علیه السلام و یاران آن حضرت، همچنان حماسه عاشورا زنده است و پیروان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت، پرشورتر از همیشه یاد شهدای کربلا را گرامی میدارند خوشحال کننده و امیدآفرین است، زیرا زنده بودن عاشورا به معنای زنده بودن مبارزه علیه ظلم و حمایت همیشگی از مظلوم است. این، بهترین تفسیر برای "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" ست. سفارش تاریخی امام خمینی که "محرم و صفر را زنده نگهدارید" نیز به همین دلیل بود همانگونه که خود آن عزیز میفرمود: هرچه داریم از محرم و صفر داریم.
ادامه مطلب
حادثه عظيم عاشورا و پيامد آن مراسم سوگواري حضرت ابا عبدا... الحسين(ع) و ياران فداکار آن امام همام نقش اساسي و کليدي در صيانت، حراست و استمرار اهداف متعالي اسلام و برافراشته شدن پرچم سرخ تشيع داشته و دارد.شکوه اين حادثه و عظمت مراسم عزاداري سالار شهيدان، حسين بن علي(ع) که در ماههاي محرم و صفر جلوه ويژهاي پيدا ميکند همه ارادتمندان و شيفتگان اهل بيت(ع) را به تکاپو و تلاش وا داشته و هر کس سعي ميکند خدمتي را در اين زمينه به نام خويش ثبت نموده و در هرچه با شکوهتر و با عظمتتر برگزار نمودن اين مراسم نقش داشته باشد.از سوي ديگر دشمنان و معاندين نيز با درک حمايت و ميزان بالاي تأثير گذاري اين حماسه بزرگ با تمام توان به مقابله برخاسته و درتخريب، تحريف و انحراف آن از اهداف اصولي و سرگرم ساختن مردم به مسائل ظاهري و سطحي از هيچ کوششي فروگذار نيستند.بر اين اساس پيروان اهل بيت(ع) دو وظيفه مهم بر عهده دارند:
وظيفه اول: گراميداشت و حفظ سنت حسنه عزاداري بر سالار شهيدان مخصوصا درايام محرم وصفر
وظيفه دوم: آسيب زدايي و پالايش آن از خرافات ، بدعتها و عمق بخشي به آن.
ادامه مطلب
|
|
به گزارش روز يكشنبه ايرنا، اين افراد، دل عزاداران واقعي امام حسين(ع) را با قرائت مرثيه هاي جعلي و كذب و صرفا با هدف سرازير كردن بيشتر اشكها، غمبارتر مي كنند،مداحان و مرثيه سراياني كه شايد بدليل جهل و نداشتن شناخت درست از معارف عاشورا و ناتواني در تحقيق و بررسي آن واقعه عظيم به بيان مطالب مكتوب يا شفاهي به صرف گرياندن مردم بدون تأمل در صحت و سقم آن مي پردازند.
برخي از اين مداحان و شايد به تعبير درست تر'خوانندگان'با قرائت اشعار، شكل خاص الحان و نواهاي احساسي بي توجه به روح حماسي و معنوي نهضت عاشورا،تكيه گاه والاي اباعبدالله الحسين(ع) را با سن (محل اجرا) خوانندگي اشتباه مي گيرند.
حال سئوال مهم اين است كه آيا اين افرد مي دانند با اعمال خود براي به مسلخ بردن فرهنگ عاشورا چه ضربات سنگيني را به اعتقادات آحاد جامعه وارد مي كنند؟
ادامه مطلب

قال رسول الله (ص) يحمل هذا الدين في کل قرن عدول ينقون عنه تاويل المبطلين و تحريف الغالين و انتحال الجاهلين کما ينقي الکير خبث الحديد. (46)
پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند: در هر قرني، افراد عادلي پاسداري دين را به عهده مي گيرند و تأويل اهل باطل و تحريف غلوکنندگان و دروغ نادانان را از دين مي زدايند؛ همان گونه که دمِ آهنگر، مواد زائد را از آهن مي زدايد.
گوهر يکدانه ي اقامه ي عزاي ائمه ي هدي (ع) چون اکسيري حيات بخش، يکي از مهمترين کارکردها را حفظ مکتب اهل بيت (ع) به عهده دارد؛ از اين رو، علماي اعلام در حفظ و صيانت از اين مجالس اهتمام تامّ داشته و کوشيده اند آن را از گزند انحرافات و تندروي ها محفوظ نگاه دارند.
دردوران معاصر نيز اين رسالت حساس، مورد توجه و اهتمام زعماي حوزه علميه قرار داشته، علماي روشن بين به سهم خود در زدودن آفاتي که از روي جهالت عوام و گاه با تحريک و توطئه معاندان، دامنگير اين محافل گرانقدر مي شد، کوشيده اند. (47)
جريان مقابله ي علماي ربّاني با اين انحرافات را در دوران معاصر، مي توان در سه مقطع مورد بررسي وکنکاش قرار داد:
1. موج اول؛ مبارزه ي علامه سيد محسن امين (ع) با انحرافات عملي در عزاداري و حمايت سيد ابوالحسن اصفهاني (ع) از نهضت تنزيه؛
2. موج دوم؛ مقابله حضرت امام خميني (قدس سره)با قمه زني و امثال آن؛
ادامه مطلب

بزرگی با اشاره به این که انحرافات و بدعت ها به اساس عزاداری حسینی ضربه می زند، به بیان خاطره ای از آیت الله میرزا جواد تبریزی پرداخت و گفت:
استادمان روزی از دست یکی از مداحان در روی منبر گریه کرد و فرمودند « برخی از مداحان می آیند و می گویند که مثلا من سگ حسینم!
مگر امام حسین (ع) سگ می خواهد! اباعبدلله (ع) انسان هایی مثل حبیب، مسلم بن عقیل ، علی اکبر، عباس بن علی و ... می خواهد
ادامه مطلب

«آسیب شناسی اجتماعی»[i] یک اصطلاح جامعه شناختی است که از قیاس جامعه با ارگانیسم موجودات زنده شکل گرفته است. آسیبهای اجتماعی همانند امراض جسمانی موجود زنده، شامل تنشهایی میشود که در بخشی از جامعه پدید آمده و در نهایت نیز کل جامعه را در معرض خطر قرار میدهد . تشخیص مصادیق آسیب در جامعه شناسی، با تعریفی که جامعه شناسی از هنجارهای اجتماعی دارد، ارتباط پیدا میکند. عنوان مشابه و نزدیک به آسیب شناسی اجتماعی، کجروی و انحراف اجتماعی است.
انحراف، رفتارهایی را که از چارچوبهای تعیین شده توسط جامعه، خارج باشند، شامل میشود. انحرافات اجتماعی در برخی دیدگاههای جامعه شناختی ماهیت جمعی داشته و از علت و منشأ اجتماعی برخوردارند؛ اینگونه از انحرافات از آن جهت بروز مییابند که ساخت و ساز اجتماعی موجود قادر به حل برخی از مسائل اجتماعی و تأمین بعضی از نیازها نیست.[ii]
در این نوشتار، بر آنیم که از منظر جامعه شناختی آسیبهای مشترکی را که احیاناً بر مراسم عزاداری و فرهنگ انتظار در میان شیعیان سایه گسترده مورد بررسی اجمالی قرار دهیم.
عوامل آسیبزا
1. برداشتهای شخصی و سلیقهای
ادامه مطلب

ایام عاشورا ابعادی همگانی دارد که بنظر می رسد درک آنها مختص یک فرهنگ، یک ملیت و حتی یک دین خاص نیست . جاذبه یا کاریزمای امام حسین(ع) و یارانش به خصوص وقتی در قالب کربلا قرار می گیرد به قدری فراگیر است که می توان پیام های متنوعی را در سطح وسیعی از فهم و درک بشری از آن کسب کرد؛ برای هر مخاطبی با هر سابقه ذهنی و فرهنگی که داشته باشد.
برخی عادت های شیعیان مثالی از همین حس فراگیر است.مثلا اینکه روز عاشورا میلیون ها نفر بر سر یک سفره غذا می خورند. یعنی سفره های جدا جدای آنها در روز عاشورا یکی می شود و فاقد هرگونه حس مالکیت به هم پیوند می خورد. سفره عظیمی برپا می شود و حریم ها یکی می شود و همانجاست که حس برابری و برادری بشری خود را کاملا نشان می دهد. تا آنجا که حتی که اقلیت های عزیز مذهبی نیز با ما هم سفره می شوند و تفاوت های دینی به کناری می رود.
ادامه مطلب
|
نه بزرگ در امت اسلام که سنگ بنایش در محافل و انجمن های سری مدینه گذاشته شده بود، در روز رحلت پیامبر(ص) در سقیفه بنی ساعده شکل گرفت. در این روز بود که سامری های امت، در روز فقدان رهبر اسلام که به میقات خداوند شتافته بود، هارون امت را به استضعاف کشیدند و نزدیک بود او را به جرم مخالفت با گوساله پرستی بکشند؛ زیرا گوساله زرین خلافت چنان صدا می داد که ید بیضای علوی هم نمی توانست سحر ساحرانه شیطان بر منبر رسول الله(ص) را باطل کند. از این رو امیرمؤمنان علی(ع) که بمنزله هارون(ع) برای موسی(ع) بود، خطاب به پیامبر(ص) فرمود: قال ابن ام ان القوم استضعفونی و کادوا یقتلوننی؛ «ای پسر مادرم! این قوم مرا زبون یافتند و نزدیک بود مرا بکشند» (اعراف، آیه۱۵۰)
مشکل فتنه بزرگ ادامه یافت و امت مصیبت ها دیدند؛ چرا که دنباله رو گوساله سامری شدند و ولایت کلیه علوی را فرو گذاشتند. اما حضرت امیرمؤمنان(ع) و پنج تن آل عبا(ص) ساکت ننشستند و با مبارزه با گوساله پرستان پرداختند.
زمانی بس طولانی به درازا کشید تا اندک اندک مردمانی چند بیدار شدند. گوساله فتنه، افعی وار همه امت اسلام را می بلعید و فرو می داد. اسلام هم چون پوستین وارونه ای بر تن گوساله، خوش نشسته بود. مردم از اسلام جز گوساله خلافت نمی شناختند و حقیقت توحید را در آن می جستند. این در حالی بود که خشم و غضب الهی به ایشان رو آورده بود و به جرم کفر پس از اسلام مجازات می شدند.
● بطلان سحر سامری با خون حسینی
عصر معاویه شاید اوج رشد و بلوغ این گوساله سامری بود که از اسلام چیزی به جا نمی گذاشت. او خال المومنین، کاتب وحی و صحابی مکرم پیامبر(ص) قلمداد می شد. او توانسته بود در پناه گوساله زرین سامری، خدایی کند و خود را تجلی و مظهر حقیقت اسلام بشناساند. در این زمانه امیرمؤمنان علی(ع) حتی به عنوان مسلمان شناخته نمی شد تا چه رسد که از وی به عنوان صحابی و یا ولی الله یاد شود. بر منابر، او را به کفر و بی نمازی دشنام می دادند و به جرم گناه ناکرده خلیفه کشی، مطرود می شمردند
ادامه مطلب
|
یکی از مسایلی که در خصوص واقعه جانگداز عاشورا و قهرمانان آن حادثه عظیم باید مورد مداقه و بررسی و تحلیل قرار گیرد این است
که آیا طبق نظر برخی شرق شناسان، می توان عاشورا را به عنوان یک پروژه دینی در لباس اسطوره به مخاطبان معارف حسینی ارایه کرد؟
از آنجا که رهبری قیام جاویدان کربلا بر عهده جانشین پیامبر خدا بوده است نمی توان قهرمان محوری و نیز سایر قهرمانان قیام حسینی را با معیاری که از تعریف اسطوره در ادبیات رایج جهان استفاده می شود، معرفی کرد. به عبارت دیگر، شخصیت امام معصوم(ع) با معیارهای عادی و متعارف که در میان انسانها وجود دارد، نباید مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد.
برای سنجش مقام عصمت و رفتارهای ذات مقدسه معصومین(ع) از جمله رفتارهای حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) معیارهای دیگری باید بکار بسته شود که شایسته مقام آن بزرگواران باشد چرا که معیارهای عادی و متعارف بین انسانها ظرفیت عظمت و جلالت رفتارهای آنها را ندارد.
امیرالمؤمنین علی(ع) در این رابطه می فرماید:«لا یقاس ب؛ل محمد صلی ا... علیه و آله من هذه الامهٔ احد؛ هیچ کسی را از این امت به آل محمد(ص) نمی شود قیاس کرد.»(نهج البلاغه/ خطبه ۲ )
با این توضیح بکار بردن کلمه «اسطوره» در مورد قهرمانان کربلا کار صحیحی نیست. چون «اسطوره» درباره داستانهای خیالی و دروغین کاربرد دارد و نوعاً توسط برخی اندیشمندان و شرق شناسان مسیحی به کار برده شده است که سعی داشتند تا برخی آموزه های دین به سطح اسطوره تقلیل یابد. این اشتباه غربیان از این مسأله ناشی می شود که از دید آنان زبان انجیل، زبان اسطوره است و خاستگاه موضوعات گوناگون آن را می توان به آسانی در اسطوره های یهودیان در مورد آخرالزمان و اساطیر عارفانه درباره نجات و رستگاری انسان بازیافت. این رویکرد باعث دوگانگی در نگاه آنان به انجیل به عنوان یک کتاب آسمانی و زندگی ساز شده است، به گونه ای که برخی از اندیشمندان غربی قایل به اسطوره زدایی از انجیل هستند تا بتوانند محتوای آن را با زندگی مدرن به سازش در آورد و مفهومی حقیقی به آن داد.(فرانکلین لوفان بومر، جریان های اصلی اندیشه غربی، ترجمه کامبیز گوتن) علاوه بر این رویکرد، در برخی موارد اسطوره به معنای قهرمان بکار می رود.
این کلمه به صورت جمع آن یعنی «اساطیر» ۹ بار در قرآن بکار رفته است و به عبارت دیگر این واژه یک اصطلاح قرآنی است
ادامه مطلب
|
خدای من، اینجا کجاست؟
این سرزمین و خاک تفتیده اش چه داغی در سینه دارد که از آغاز پای نهادن یاران به این صحرا، وجودش را غم و اندوهی غریب، فراگرفته است؟
معبودا! در دل این نهر و آب خروشانش چه سرّی موج می زند؟
این شمیم فراغ چیست که دل ها را به لرزه انداخته است؟
اینجا کجاست؟
ادامه مطلب
|
عاشورا زمانه ای است که در گوشه ای از تاریخ نشست و جاودانه گشت. برخی از امور هر چند که در لحظه تاریخی اتفاق می افتد و در بند تاریخ، اسیر است، ولی خود فرا لحظه و فرا تاریخی است. از آن جمله عاشوراست که با معنای دهم است ولی از چنان کلیتی برخوردار است که همه زمانه را بلکه همه هستی را با خود همرنگ و هماهنگ ساخته است. دیگر عاشورا به معنای روز دهم از هر ماه و یا حتی روز دهم از ماه محرم سال ۶۱ هجری نیست بلکه روزی همانند آن روزهایی است که در قرآن بیان شده و گفته است که ایام الله است. ایام الله تنها به سبب انتساب آن به خداوند معنای خاصی نیافته، بلکه این انتساب نوعی فرا لحظه و فرا زمان را برای آن تثبیت می کند.
● ایام الله، تجلی حق و حقیقت
اگر بخواهیم برای ایام الله معنا و مفهوم واقعی و درستی ارائه دهیم، باید آن را ظهور و تجلی حق و حقیقت بدانیم.
ایام الله روزی است که خداوند بحق، ظهور و جلوه می کند. از این رو هر تجلی او یوم خوانده می شود. بنابراین این یوم القیامه و روز رستاخیز به معنای روز تجلی یک حقیقت کامل است. همه قیامت و رستاخیز روزی از روزهای خداست. زمانی که خداوند تجلی به واحد قهار می کند نیز روزی از روزهای خداست: لمن الملک الیوم؟ لله الواحد القهار؛ امروز از آن کیست؟ و چون در آن حالت کسی جز خدای یگانه قهار نیست و همه را به حکم الموت مت؛ ای مرگ تو نیز بمیر، همگان میرا شده اند
ادامه مطلب

عمر سعد از فرط اضطراب و رعب و وحشت، قدم بر روی لباس هایش گذاشت و لغزید، ابوعمره با شمشیر به او حمله کرد و او را از پای درآورد...
یکی از کسانی که نزد مختار دارای موقعیت خاصی بود و مختار او را به خاطر قرابت و نزدیکی او با امیرالمؤمنین(ع) گرامی می داشت «عبدالله بن جعده بن هبیره» بود.
عمربن سعد نزد عبدالله بن جعده آمد و به او گفت: «برای من از مختار امان بگیر!» عبدالله وساطت کرد! و مختار این امان نامه را برای او نوشت: «این امان نامه ای است از مختار بن ابی عبید برای عمربن سعد بن ابی وقاص، تو در امان هستی به امان خدا، خودت و مالت و اهل و فرزندانت و تو به خاطر آنچه کرده ای، تا زمانی که اطاعت کنی و در خانه و شهر و نزد اهلت بمانی و حادثه ای به وجود نیاوری در امان خواهی بود.»
پس از آن، مأموران مختار و پیروان آل محمد(ص) و دیگران، او را می دیدند و مزاحم او نمی شدند و گروهی بر این امان نامه شهادت دادند و مختار هم عهد و پیمان بسته بود که به این امان نامه وفادار باشد، مگر این که عمر بن سعد حادثه ای بیافریند و خدا را بر این امر گواه گرفت.
مختار روزی به یارانش گفت: «فردا مردی را خواهم کشت که دارای این نشانه هاست: قدم هایی بزرگ، چشمان او در گودی فرورفته و ابروانش به هم چسبیده و کشته شدن او، مومنان و فرشتگان مقرب را شاد و خوشحال می کند.»
«هیثم بن اسود نخعی» نزد مختار بود، از آن نشانه ها دانست که مقصود او، عمر بن سعد است، به منزل آمد و فرزندش «عریان» را طلب کرد و او را نزد عمربن سعد فرستاد تا وی را از تصمیم مختار آگاه کند و به او بگوید که: «از خودت مواظبت کن.»
عمربن سعد گفت: «خدا پدرت را جزای خیر دهد! که شرط برادری را به جای آوردی، ولی مختار بعد از امان نامه ای که به من داده است چگونه می تواند که با من چنین کند؟!»
از این رو هنگامی که شب شد از منزلش بیرون رفت و غلامش را از تصمیمی که مختار درباره او گرفته و همچنین از امان نامه مختار آگاه کرد.
غلامش به او گفت: «مختار با تو شرط کرده است که تو کاری انجام ندهی چه حادثه ای بالاتر از این که تو، خانه و اهل خود را رها کرده و به اینجا آمده ای! هم اکنون بازگرد و بهانه ای برای نقض آن امان نامه به دست مختار نده.»
عمربن سعد نیز بازگشت. خبر رفتن عمر سعد را به مختار رساندند، مختار گفت: «مرا برگردن او زنجیر و سلسله ای است که او را دوباره بازگرداند.» صبح روز بعد مختار «ابوعمره» را فرستاد و به او فرمان داد که عمربن سعد را بیاورد، ابوعمره بر عمربن سعد وارد شد و به او گفت: «امیر را اجابت کن.»
عمر برخاست ولی از فرط اضطراب و رعب و وحشت، قدم بر روی لباس هایش گذاشت و لغزید، ابوعمره با شمشیر به او حمله کرد و او را از پای درآورد و به هلاکت رساند و سر او را در دامن قبایش گذارده و آورد و نزد مختار گذاشت.
مختار به «حفص» پسر عمر بن سعد که نزد وی بود رو کرد و گفت: «این سر را می شناسی؟» حفص گفت: «انا لله و انا الیه راجعون» و در ادامه گفت: «آری و بعد از او خیری در زندگی نیست.»
ادامه مطلب

عزّت چه به عنوان خصلت فردي يا روحية جمعي به معناي مقهور عوامل بيروني نشدن، شكستناپذيري، صلابت نفس، كرامت و والايي روح انساني و حفظ شخصيّت است. به زمين سفت و سخت و نفوذناپذير، «عُزاز» گفته ميشود. آنان كه از عزّت برخوردارند، تن به پستي و دنائت نميدهند، كارهاي زشت و حقير نميكنند، و براي حفظ كرامت خود و دودمان خويش، گاهي جان ميبازند.
ستمپذيري و تحمّل سلطة باطل و سكوت در برابر تعدّي و زير بار مِنّت دونان رفتن و تسليم فرومايگان شدن و اطاعت از كافران و فاجران، همه و همه از ذلّت نفس و زبوني و حقارت روح سرچشمه ميگيرد.
خداوند عزيز است و عزّت را براي خود و پيامبر و صاحبان ايمان قرار داده است.[1]
در احاديث متعدّد، از ذلّت و خواري نكوهش شده و به يك مسلمان ومؤمن حق ندادهاند كه خود را به پستي و فرومايگي و ذلّت بيفكند. به فرمودة امام صادق ـ عليه السّلام ـ :
«اِنَّ الله فَوَّضَ اِلَي المؤمنِ امرَهُ كلَّهُ و لم يُفَوِّضْ اِليه انْ يكونَ ذليلاً...»[2]
خداوند همة كارهاي مؤمن را به خودش واگذاشته، ولي اينكه ذليل باشد، به او واگذار نكرده.
چرا كه خدا فرموده است عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است. مؤمن عزيز است، نه ذليل. مؤمن سرختتر از كوه است. كوه را كلنگ و تيشه ميتوان كند ولي از دين مؤمن نميتوان چيزي جدا كرد.
عزت يك مؤمن در آن است كه چشم طمع به مال ديگري نداشته باشد و مناعت طبع داشته و منّت ديگران را نكشد. حتي در فقه، يكي از موارد جواز تيمّم با وجود آب، آنجاست كه اگر انسان بخواهد از كسي آب بگيرد، همراه با منّت و ذلّت و خواري باشد. در اينگونه موارد نمازگزار ميتواند تيمّم بگيرد ولي ذلّت آب طلبيدن از ديگري را تحمّل نكند.[3]
دودمان بني اميه ميخواستند ذلّت بيعت با خويش را بر «آل محمد» تحميل كنند و به زور هم شده، آنان را وادار به گردن نهادن به فرمان يزيد كنند و اين چيزي نشدني بود و «آلالله» زير بار آن نرفتند، هر چند به قيمت شهادت و اسارت.
از آستان همت ما ذلت است دور
و اندر كنام غيرت ما نيستش ورود
بر ما گمان بردگي زور بردهاند
اي مرگ! همتي كه نخواهيم اين قيود
وقتي والي مدينه، بيعت يزيد را با امام حسين ـ عليه السّلام ـ مطرح كرد، حضرت با ذليلانه شمردن آن، آن را نفي كرد و ضمن بر شمردن زشتيها و آلودگيهاي يزيد، فرمود: كسي همچون من، با شخصي چون او بيعت نميكند! «فَمِثْلي لا يُبايِعُ مِثْلَهُ»[4] در جاي ديگر با ردّ پيشنهاد تسليم شدن فرمود:
ادامه مطلب





